عدالت اجتماعی حضرت علی (ع)

بند بگسل باش آزاد ای پسر _ _ _ چند باشی بند سیم و بند زر

تبلیغات تبلیغات

دلتنگ مادرم شده ام...جان مادرم حالا که آمده ست سر شانه مادرم

چیزی نمانده خاطرم از نان مادرم چیزی به غیر تاول دستان مادرم تنها اتاق خلوت رویای کودکی... شاهانه بود چادر ارزان مادرم قایم که می شدیم کسی کارمان نداشت در چادر گرفته به دندان مادرم وقتی که از زمین و زمان خسته می شدیم سر می گذاشتیم به دامان مادرم اقساط ماهیانه ی بابای کارگر کم بود در مقابل ایمان مادرم غیر از دعا به حال من و خواهران من چیزی نبود در تب و هذیان مادرم یادش بخیر...شانه به موهام می کشید قربان گیسوان پریشان مادرم یک سفره ی پر از برکت پهن کرده ام با
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها